ذره ذره محبت را باختی و شکست را بردیوقتی که در شرف سفر دعوایی کردیم و تو طول راه اصلا باهام حرف نزدفکر کرد برد اما باختوقتی که برای خرید های ریز و درشت زنانه سرم غر میزد و گریه میکردم و وانمود میکرد نمیبینهفکر کرد برد اما باختوقتی که فقط عیب های منو میدید و هیچ توجهی به خوبی هام نمی کردفکر کرد برد اما باختوقتی دلم میشکست و ناراحت می شدم و به خاطر اینکه نکنه یه وقت پررو شم محل نمیذاشت بهمفکر کرد برد اما باختوقتی که قهر و دعواهامون طولانی میشد و ازش میخواستم تموم کنه همه چیزو و اون با غرور قبول نمیکردفکر کر برد اما باختوقتی که زل زد تو چشمام و بهم گفت دیگه دوسم نداره فکر کرد برد اما باخت........وقتی سعی نمیکردیم که من مانند او شوم و او هم مانند من ، فکر می کردیم که بردیم اما هردو باختیمزندگی و محبت را ذره ذره باختیم و شکست را طی 2 سال بردیم | *| نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۶/۰۹/۰۹ و ساعت 10:24 توسط تبسم | اسیر تو...
ما را در سایت اسیر تو دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 19:49